کد خبر: ۳۷۸۴۶۷
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۷:۴۶ 15 February 2017

در استان چهارمحال و بختیاری، جوانان پویا و مستعدی وجود دارد که همواره در پی رسیدن به اهداف خود در راه آرمان های والای انقلاب، از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند و انرژی خود را برای پیمودن این مسیر صرف می کنند. سجاد ریاحی ، مستندساز، نویسنده، کارگردان و کاریکاتوریست خلاق و توانمند شهرکردی، نمونه بارزی از این جوانان است که با همتی بلند ، قدم در راه نمایش و نگارش حقیقت گذاشته است و در قلب پایتخت به فعالیت می پردازد. در ادامه شرح فعالیت های وی را که با قلم رسای خود به نگارش درآورده ، می خوانیم:

کلام اول:  نگرش به حرفه

گفتند از خودت بگو ، گفتم چه بگویم ، جز اینکه ما اسلحه ای بدست گرفته ایم و در حال مبارزه هستیم ، مبارزه ای سخت و طاقت فرسا .اسلحه ما، در ظاهر کاملا بی خطر است. یک دوربین فیلمبرداری ست ومتعلقاتش ،که می توان با آن کارهای شگفتی انجام داد . از خود گفتن در این زمانه یک کار معمولی و ساده است ، اما بنده قصد دارم مقداری متفاوت از سابقه کاری ام بگویم .

کلام دوم: گام نهادن در وادی عشق

از کودکی به هنر علاقه داشتم . علاقه ای بسیار زیاد . این مسئله باعث شد که رشته گرافیک را انتخاب کنم . در دانشگاه هم همین رشته را خواندم. از همان زمان ، فیلم و سینما هم برایم جذابیت داشتند . به همین دلیل ، با یک سیستم خانگی نرم افزارهای تدوین فیلم را آزمایش می کردم.کم کم با دوربین فیلمبرداری آشنا شدم ،دوربین VHS،که حالا دیگر به تاریخ پیوسته!کارهای گرافیکی و طراحی هم انجام می دادم . حدودا یک سال هم در هفته نامه زرد کوه استان، کاریکاتور چاپ می کردم . در چند مسابقه هم برگزیده شدم . اما این کارها برای آدم نان و آب نمی شد. باید یک کار درست و حسابی پیدا می کردم ، از کارمندی خیلی خوشم نمی آمد ، با روحیه من سازگار نبود . اما نهایتا مجبور شدم که در یک مقطعی این کار را انجام دهم . با معرفی یکی از دوستانم ، به بنیاد حفظ آثارو نشر ارزشهای دفاع مقدس استان رفتم . با سابقه کار گرافیکی و فیلمبرداری که داشتم ، در واحد روابط عمومی و هنری بنیاد،کارم را شروع کردم . بعد از مدتی مدیر هنری بنیاد شدم . فیلم بردار دفتر نماینده ولی فقیه استان هم بودم . همزمان برای برنامه های صدا و سیمای استان هم دکور طراحی می کردم .

یک سال از حضورم در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس گذشته بود. یک فیلمنامه کوتاه درباره جانبازان شیمیایی نوشته بودم . بدون اینکه اصلا امیدی داشته باشم ، فیلم نامه را به مدیر بنیاد تحویل دادم برای تولید . ایشان هم بزرگوارانه پذیرفتند .بنده هم خوشحال و هم متعجب شدم. این فیلم کوتاه 8 دقیقه ای، اولین فیلم داستانی من بود. فیلم کوتاه" خداهست ..." در یکی از روستاهای دورافتاده استان چهار محال و بختیاری تولید شد . این فیلم به جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان هم راه پیدا کرد .اما بنده همه اینها را مقدمه ای می دانستم برای کارهای بزرگتری که قصد داشتم انجام دهم . اما این امکان برایم در استان فراهم نبود، و ای کاش بود !

کلام سوم: پله اول نردبام

اوایل سال 89، شرایطی پیش آمد که از دیار خود ، شهرکرد در استان چهار محال و بختیاری به پایتخت مهاجرت کنم. البته این تصمیم را یک شبه نگرفته بودم . سالها در مورد این قضیه فکرکرده بودم. هدف داشتم . دقیقا می دانستم که برای چه باید این کار را انجام دهم.البته بنده به هیچ عنوان مهاجرت از شهرهای کوچک به شهر های بزرگ را تایید نمی کنم، مگر در شرایط بسیار خاص و ویژه .

یک روز به اتاق مدیربنیاد رفتم. خیلی صریح و وبدون مقدمه گفتم می خواهم به تهران بروم . ابتدا جا خورد . بعد هم گفت نمی شود .اما بنده دلیلی آوردم که ایشان راضی شد . یک هفته بعد تهران بودم و مشغول کار!

فضای ملتهبی در پایتخت حاکم بود.هنوز ماجرای فتنه سال 88 تمام نشده بود . ول وله ای در شهر بود . بچه های حزب اللهی همه به تکاپو افتاده بودند . انحرافی بزرگ شکل گرفته بود .برخی خواص گرفتار آن شده بودند . ماجرایی که به فرموده رهبر عزیزمان، کشور را تا لبه ی پرتگاه پیش برد .

اما بنده کجای این ماجرا بودم؟یک بچه ی شهرستانی که آمده بود به پایتخت برای فیلمساز شدن! آن هم فیلمساز انقلابی! کار بسیار سختی بود، درآن شرایط. من در پایتخت هیچ پشتوانه ای نداشتم، چه مالی و چه غیر مالی. اما یک انگیزه قوی و از همه مهم تر خدا را داشتم.

در اوایل ورودم به تهران با دیدن شرایط کاری، مقداری تردید داشتم که آیا راه را درست انتخاب کرده ام یا نه؟ ولی بعد از چند سال به یقین رسیدم ، وقتی تاثیر این رسانه قوی رادیدم .

حالا دیگر می توانستم بیشتر تمرکز داشته باشم روی تولید فیلم . ابتدا مستند"سردار حماسه ها" درباره شهید رضا رحمانی ، را تولید کردم . مستند بعدی ام "معلم جبهه های عشق" درباره شهید ایرج آقا بزرگی بود . در این فیلم سعی کردم بخشهای بسیارکوتاهی از زندگی شهید را بازسازی کنم . مستند"سرزمین مقدس" درباره مناطق عملیاتی جنوب ، "مدرسه عشق "درباره خادمین شهدا در مناطق عملیاتی غرب کشور ، "یاران خون خدا" درباره تدفین دوشهید گمنام در شهر مرزی سومار، از مستندهای دیگری بود، که طی 3 سال تولید کردم.البته با هزینه های بسیار اندک و سختی فراوان .

ولی اینها من را راضی نمی کرد . در این شرایط من فقط پله اول نردبام بودم. نردبامی که یک سرش روی زمین بود و سر دیگرش در آسمان . قصد داشتم هر روز کیفیت کارم را بالا ببرم . هم از لحاظ محتوا و هم تکنیک .دنبال روش های جدید بودم . به خاطر همین مسئله ، سه سال فیلم نساختم ودردوره های آموزش فیلم سازی شرکت کردم، البته از نوع اصیل ونه روشنفکری!

دوره های فیلمسازی در مرکز آموزش هنر اسلامی حوزه هنری تهران برگزار می شد ، با حضور اساتیدی همچون دکتر مجید شاحسینی ، اسفندیار شهیدی ، ناصر هاشم زاده و .... مدتی هم در دوره های فیلمنامه نویسی داستانی هادی مقدم دوست شرکت کردم . خودم هم مطالعات زیادی داشتم . هر کتاب خوبی که می دیدم می خریدم. شاید اغراق نباشد که بگویم بیشترین هزینه را برای کتاب می پرداختم.و چقدر لذت دارد خواندن کتابی که دوستش داری ...

کلام چهارم: اسلحه نرم برای مقابله با جنگ نرم

اواسط سال 92 بود . در موسسه فرهنگی هنری کاظمیون، کارهای مطالعاتی انجام می دادیم .بعد از ماجرای سال 88 ، جنگ رسانه ای توسط شبکه های تلویزیونی خارجی ایجاد شده بود . مستند هایی در جهت تحریف تاریخ انقلاب اسلامی و زندگی رهبر عزیزمان تولید کرده بودند . ما هم تصمیم گرفتیم یک مستند درباره رهبر معظم انقلاب تولید کنیم . و چه کار سختی را انتخاب کرده بودیم !

کارپژوهشی شروع شد. ما به دنبال ساخت مستندی برای مخاطب عام بودیم.  به دور از روش¬‌های تبلیغاتی وتشریفاتی معمول. تمامی آثار مکتوب وغیرمکتوب  تولید شده درموردایشان را بررسی کردیم. بعد از مدتی به کتاب «شرح اسم» رسیدیم. این کتاب بهترین و فاخرترین اثر تولیدشده درباره زندگی رهبرمعظم انقلاب است.

در همان مرحله، باجناب هدایت الله بهبودی مولف این کتاب ملاقاتی داشتیم. درآن دیدار ایده اولیه ساخت مستند«هدایتالله» به وجودآمد. هدایت الله بهبودی هم شد سوژه اصلی فیلم ما .

درتولید این مستند سه مسأله حساسیت برانگیز وچالش ز اپیشروی ما بود. اول خود هدایت الله بهبودی،که شخصیت وسیر متفاوت زندگی او ،  کشش ساخت یک فیلم منحصر در مورد وی را ایجاد می کرد. دوم کتاب شرح اسم، که اثری مهم، جذاب و پرمحتوا است و سوم نیز حضور پررنگ رهبرانقلاب به عنوان موضوع کتاب شرح اسم،که حساسیت های زیادی را ایجاد می نمود.

اما بعد از یک سال و نیم تلاش تیم تولید ، فیلم به پایان رسید و برای اولین بار در هفتمین جشنواره مردمی فیلم عمار اکران شد . مستند « هدایت الله » در خانه مستند انقلاب اسلامی تولید شده است . 

ما همه تلاشمان این بود که بیننده بعد از دیدن این فیلم ، مشتاق شود کتاب « شرح اسم » را تهیه و مطالعه کند . این کتاب واقعا کتاب ارزشمندی است . از بازخوردهایی که در جشنواره عمار داشتیم ، تقریبا این اتفاق افتاده بود.

سجاد ریاحی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار